یادداشت های نازبانو

 
دل یا عقل؟
نویسنده : نازبانو(نازنین) - ساعت ٢:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۸
 

دل و عقلم همیشه با هم ساز مخالف می زنند، به نظر شما به حرف کدام یک گوش بدهم ؟

به نظر می آید که منشأ تردید شما و این که احساس می کنید همواره سر دو راهی قرار دارید، این است که عقل و دل و حال و آینده را از امور متعارض فرض کرده اید و فکر می کنید یا باید به حرف دل عمل کرد، یا باید عقل را در اولویت قرار داد و به حرف عقل جامه ی عمل بپوشانید، یعنی این که زمان حال را باید مغتنم شمرد و یا به آینده فکر کرد؛ در حالی که اگر به این امور به صورت صحیح و منطقی نگاه کنید، تعارضی میان آنها وجود ندارد و می توان هم عقل و هم دل را به عنوان دو امکان و دو ظرفیت ارزشمند، مورد استفاده قرارداد و از زمان حال، به خوبی استفاده کرد تا آینده ای پربار و پرثمر را رقم زد؛ زیرا سعادت یا شقاوت، پیروزی و شکست آینده ، به چگونگی استفاده از توانمندی های خود در زمان حال بستگی دارد.
عقل سلیم، هم چون چراغی روشن، زشتی ها، زیبایی ها، خوبی ها و بدی ها را به انسان نشان می دهد و دل سالم نیز بر اساس فطرت الهی، انسان را به خوبی ها و کمالات، سوق می دهد. آن چه انسان را به بدی ها و زشتی ها امر می کند، نه عقل سلیم و نه فطرت الهی (دل) است؛ بلکه هواهای نفسی و وسوسه های شیطانی است؛ قرآن در این باره می فرماید: « همانا نفس اماره، انسان را به بدی ها امر می کند؛ مگر کسانی که مورد لطف و رحمت الهی قرار گیرند.» بنابراین، آن چیزی که شما از آن تعبیر به دل می کنید، دل نیست؛ بلکه هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی است. خداوند عقل ، فطرت و آموزه های دینی را در اختیار انسان قرار داده تا او بتواند در مصادف با هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی ، مقاومت کند و به راحتی تسلیم جنود شیطان نشود. در واقع، درون هر انسانی، میدان و عرصه ی کشمکش میان جنود رحمانی (عقل و فطرت) و جنود شیطانی ( نفس امّاره و وسوسه های شیطانی) است که در روایات، از آن به جهاد اکبر تعبیر شده است و تنها کسانی در این جهاد بزرگ به پیروزی می رسند که همواره با هواهای نفسانی خود مبارزه کند و با استفاده از نیروی عقل و الهام گرفتن از فطرت الهی و به کمک راهنمایی رهبران دینی ، این مسیر پر فراز و نشیب را طی کنند.
بنابراین، راه سعادت و خوشبختی، در این است که انسان به ندای فطرت که از اعماق وجودش بر می خیزد و او را به خوبی ها، ارزش ها، و معنویات دعوت می کند ، لبیک گوید و از همه ی ظرفیت های وجودی خویش، به ویژه عقل، استفاده کند و با مغتنم شمردن زمان حال، سعادت آینده ی خود را رقم زند. بدون تردید، هم عقل و هم دل و وجدان درونی ما، همه یک هدف را دنبال می کنند و آن، حرکت به سوی کمال مطلق و مطلق خوبیهاست و مصداق این هدف متعالی، خداوند متعال است . ماهیت انسان، ماهیت از اویی و به سوی اویی است.


 
comment نظرات ()