گازهای آلاینده

تلویزیون روشن بود و برنامه کودک پخش می شد.نمی دانم چندتا عروسک، اما احتمالآ دوتا عروسک داشتند با خاله!-یعنی همان مجری-حرف می زدند.مشغول کار بودم؛کمی می نوشتم،کمی کارهای خانه را انجام می دادم و گاهی هم نگاهی به تلویزیون می انداختم،طبیعی است که بعضی از قسمتها را-اگر هم نمی دیدم- می شنیدم . به چهره خاله نگاه کردم ،نمی شناختمش در واقع لازم هم نبود که بشناسمس، بچه ها باید بشناسند که می شناسند و احتمالآ اسمش را هم می دانند و دوستش دارند؛ مثل همه خاله ها و عموهای تلویزیونی . دختر کوچولوی ِ خواهر من هم جلوی تلویزیون نشسته بود و آتقدر غرق خاله و خاله زاده ها ! بودکه حتی پلک هم نمی زد.لیوان شیر را دستش دادم ، بدون اینکه متوجه باشد، همه را خورد و لیوان را بدون اِراده روی زمین رها کرد.کنجکاوانه به تلویزیون نگاه کردم ،خاله داشت توضیحاتی نمی دانم درباره چه-می داد. احساس کردم این حرفها برای خردسالان سنگین است- برنامه مخصوص خردسالان بود- در میان حرفهای خاله ، کلمه یا ترکیب گازهای آلاینده به گوشم خورد و تعجبم بیشتر شد،آخر یک بچه حداکثر پنج ساله چه می فهمد که گازهای آلاینده یعنی چه؟هر چند خاله حدود پنج دقیقه در مورد گازهای آلاینده توضیح داد؛ اما باور کنید بعضی حرفهایش  را من هم نفهمیدم ! چون خود خاله هم همه گفته هایش  را از روی نوشته می خواند. وقتی برنامه تمام شد،گرفتار پرسشهای مکرر خواهر زاده ام هستم که گازهای آلاینده البته او می گوید گازهای آراینده!- چیست؟چرا به آنها آراینده می گویند؟ این گازها از کجا می آیند؟چه هستند؟ عروسک اند؟ آدم اند؟ و در کجا می توان آنها را دید؟ پرسیدم عزیزم مگر وقتی خاله توی تلویزیون داشت توضیح می داد گوش نکردی؟ گفت:گوش کردم ، اما نفهمیدم، خیلی سخت بود. حقیقتش، اطلاعات من در مورد گازهای آلاینده آنقدر نبود که بتوانم برای  یک بچه چهار، پنج ساله کنجکاو توضیح بدهم ، بنابراین به او گفتم، شب که رفتند خانه خودشان از پدرش بپرسد گازهای آلاینده(آراینده) چه هستند و از کجا می آیند؟؟؟!!!

/ 11 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدیس

امان از این مجری های برنامه پر کن

آ * ن * ت * ی * گ * و * ن * ه

فکرش رو بکن ... بعضی از نویسنده های برنامه های کودک انگار میخوان واسه همسن و سال های خودشون نطق بنویسن ... فکر سن و سال بچه ها رو هم نمیکنن ...

سحر

در حوالی شب پرسه میزدیم و از درز پنجره های کوچک ستارگان قطره قطره نور میچکد. "نجوای چند سایه زیر سپیدار و خیابانهای خالی از سلام و تبسمهای تلخ شب......." صدای شب فقط همین بود سکوت" ما از این جاده گذشتیم و هزاران هزار خاطره ره اورد این جاده هاست. بی انکه بدانم این همه بغض گره بسته در گلویم از چیست؟؟؟؟ غبار پیراهنم را میتکانم ......... تموم زندگیم لبریز میشه از حسرت سلام روزت بخیر باشه مهربون..خوبی...قشنگ..راستی آبجی سحر هم آپ کرده یه سربزن خوشحال میشم حضور سبزت درکلبه کوچکم حس کنم روز خوش مهربان[گل][گل][گل][هورا]

default

با اجازه میلینکمت

سالهای سوخته

[گل]سلام از اینکه کم بهت سر میزنم معذرت میخوام بعد از مدتی یه صفحه کامل آپ کردم اگه تونستی بیا

سعید کوچولو

خب واقعا برای یه بچه 5 ساله چه چیزی می تونه مهمتر از دونستن راجع به گازهای آراینده باشه؟![چشمک] دوره ما همون خاله ها و عموها از عشق و صفا و بارون گفتند که ما از جامعه جهانی عقب موندیم دیگه!!! خدا به داد نسل بعدی و بعدتری برسه که با چه اراجیفی دنیای قشنگشون خراب میشه. همچنان [گل] می دونم که خشک نمیشه

default

سلام. لطفا بیا پیشم و ببین دارن با اصفهانموم چه می کنن. لطفا برای جلوگیری از تخریب آثار باستانیمون همه را از وجود این مطلب آگاه کن. پ.ن: به دلیل آگاهی رسانی به عموم، کپی برداری از این مطلب، به صورت کامل یا برداشت خواننده، با اطلاع اینجانب مجاز است. http://www.superposition.mihanblog.com/post/189

رضا فانی

سلام گرامی... برای دیدن این پست وبلاگ من فقط 5--6 روز وقت دارید...بعدش محرم هست و وبلاگ سیاهپوش میشه.. منتظر نظرات سازنده شما هستم...(یادتون نره ..حتماسر بزنید[زبان])[گل]