مراقب زبان خودتان باشید!

اگر ورزشکاری که قدم به میدان مسابقه می گذارد، به خود بگوید،<<من حتمآ خواهم باخت!شانس موفقیت و پیروزی او چقدر است؟>>اگر خواننده ای موقع رفتن روی سِن به خود بگوید اِجرای بدی خواهم داشت!چقدر در خواندن موفق خواهد بود؟این نوع فکر کردن دراغلب موارد دستورالعملی برای وقایع ناگوار است،حال آنکه بسیاری از ما هر روز از این دستورالعمل استفاده می کنیم.به خودمان می گوییم:<<من چاقم،اصلآ حافظه خوبی ندارم،همیشه بی پولم،آدم کندذهنی هستم>>و بعد تعجب می کنیم که چرا شکست می خوریم!اگر از خودتان تصور فراموشی داشته باشید ،فراموش خواهید کرد!اگر تصور بی پولی داشته باشید،بی پول خواهید ماند و اگر تصور کندذهنی داشته باشید نمی توانید مثبت و درست فکر کنید؟ اولین قدم باید این باشید که مراقب زبان خود باشید و دقت کنید که در مورد خودتان چه می گویید، از امروز،دیگر هیچ وقت در مورد خودتان حرف منفی نزنید و هرگز به دیگران نگویید:<<ناامیدم،اوضاع خوبی ندارم>>از امروز به خودتان قول بدهید که هیچ وقت از خودتان انتقاد نکنید. اگر در مورد خودتان نکته مثبتی برای گفتن ندارید،لااقل ساکت بمانید.البته،سخت است که آدم بتواند فکرهای خود را کنترل کند، اما می توان زبان خود را کنترل کرد، زمانی که کنترل زبان مان را به دست بگیریم،فکرهای مثبت شروع به ظهور می کند! و زندگی بهتر می شود و در واقع هر آنچه در موردش فکر می کنیم،همان می شویم!

/ 8 نظر / 18 بازدید
امید

سلام نوشته های پربارتان را خواندم هر چند من زیاد اهل کند و کاو در مورد اذهان و افکار ادما نیستم یعنی تخصص این کارو ندارم اما خیلی مایلم بدونم که ما ادما در افکارمان خصوصا در ضمیر اگاه و ناخود اگاهمان چه میگذره و این فی نفسه خیلی جالبه. و شما با تخصصی که دارید میتوانید در این مورد روشنگری کنید . بنده اهل شعر و ادبیاتم و گاهی شعر گونه هایی میگم و اگر دوست داشتید سری بزنید و بخوانیدم موفق باشید یا حق امید

default

سلام برای خواهران و برادران شهیدم سرودم و به روز کردم بیا ان شعر رو به هرکی بخوای می تونی بدی و هرجا خواستی می تونی بنویسی

سعید کوچولو

آدم فقيري تصميم گرفت يك خانه كوچك بخرد. پولش را نداشت، منصرف شد. تصميم گرفت اتومبيل بخرد. پولش را نداشت، منصرف شد. تصميم گرفت يك مسافرت برود. پولش را نداشت، منصرف شد.... تصميم گرفت كمي به سر و وضعش برسد. پولش را نداشت، منصرف شد. تصميم گرفت خوب باشد. ديگر عادتش شده بود. دست در جيب خالي‌اش كرد و منصرف شد. شما که دیگه داداش کوچولوتون رو فراموش کردید ولی بدونید که خیلی برام عزیزید اتفاقا تو پست آخرم زبونم رو که کنترل نکردم هیچ، .... به خدا بعضی وقتا نمی ذارن که آدم کنترل .... و واقعا بعضی موقع ها سکوت نشونه خردمندی نیست و الان یه روان پریشم توی بالین راس میگم خب! د د [گل]

آ * ن * ت * ی * گ * و * ن * ه

اینو که قبول دارم ... سعی هم میکنم نه خودم در مورد خودم حرف منفی بزنم و فکر منفی بکنم و نه بذارم دیگرون این کار رو بکنن ...

عباس

سلام...یعنی اگه بگیم ما قوی هستیم ،ما خوشبختیم ،ما ما ما ما ما...همه چیز درست میشه؟! بارها گفته ام و نظرم اینه که(( I CAN DO )) مال اینجا نیست ...مال سرزمینی که توش شرایط امکان تحرک رو به هر کسی با هر توانی میده متاسفانه این تفکر هم مثل خیلی مسائل دیگه ترجمه شده و ما باورش کردیم و متوجه نشدیم این حرفا مال ما نیست اصلن ربطی به شرایط و اوضاع و احوال ما نداره...یا حق

گیلاس

این چیزی که گفتی باعث نمیشه آدم زیادی متوهم بشه و خودش رو تحویل بگیره و اشتباهاتش رو به مرور نتونه قبول کنه؟؟ به هر حال گاهی لازمه آدم با خودش روراست باشه! نه؟